تبليغاتX
میراث محمد صلی الله علیه و آله

میراث محمد صلی الله علیه و آله

انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا و...

سلام!

در دعاهای اسلامی، دریایی از حقایق ناب عرفانی موج می زند.

یکی از نغزترین، معروف ترین و زیباترین ادعیه، «مناجات شعبانیه » است که به روایت «ابن خالویه »، این مناجات را حضرت امیر(ع) و امامان دیگر در «ماه شعبان » می خواندند. در «مفاتیح الجنان » نیز در اعمال مشترکه ماه شعبان، به عنوان «عمل هشتم » آمده است و آغاز آن چنین است: «اللهم صل علی محمد و آل محمد واسمع دعائی اذا دعوتک ...».

بجاست که از عارف کامل، امام راحل، خمینی عزیز(قدس سره) یاد کنیم که با یادکرد پیوسته از این دعا و مضامین بلندش، آن هم با زبان و لحنی خاص و شوق انگیز، توجه امت ما را به این گنجینه عرفانی بیشتر معطوف ساخت. به این چند نمونه دقت کنید:

«مناجات شعبانیه از مناجاتهایی است که اگر یک نفر انسان دلسوخته، یک عارف دلسوخته - نه از این عارفهای لفظی - بخواهد آن را شرح کند، و شرح کند از برای دیگران، بسیار ارزشمند است و محتاج به شرح است ...»

«چه بسا مسائل عرفانی که در قرآن و این مناجاتهای ائمه اطهار(ع) و همین «مناجات شعبانیه » مسائل عرفانی هست که اشخاص، فلاسفه، عرفا، تا حدودی ممکن است ادراک کنند، بفهمند عناوین را، لکن آن ذوق عرفانی چون حاصل نشده است، نمی توانند وجدان کنند.»

و می فرماید:

«مناجات «شعبانیه » را خواندید؟ بخوانید آقا! مناجات شعبانیه از مناجاتهایی هست که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایی می رساند ... همه ائمه هم به حسب روایت می خواندند.»

با وصفی که یاد شد، برای چشیدن قطره ای از معارف زلال این دعای بلند، بر ساحل این دریا می نشینیم.(1)

متن مناجات شعبانیه:(2)

بسم الله الرحمن الرحيم

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ أَقْبلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ

خدايا! بر پيامبر و دودمان پاكش درود فرست، و آنگاه كه تو را مي‏خوانم و صدايت مي‏زنم، صدا و دعايم را بشنو و اجابت كن،و آنگاه كه با تو نجوا مي‏كنم، بر من عنايت كن.

فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِينا لَكَ مُتَضَرِّعا إِلَيْكَ رَاجِيا لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي

من از همه به سوي تو گريخته و در پيشگاه تو ايستاده‏ام،در حالي كه دلشكسته و نالان درگاه توام و به پاداش تو اميدوار.

وَ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَ تَخْبُرُ حَاجَتِي وَ تَعْرِفُ ضَمِيرِي وَ لا يَخْفَي عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِي وَ مَثْوَايَ وَ مَا أُرِيدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِي وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِي وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِي

آنچه را در دل من مي‏گذرد مي‏داني، از نياز من آگاهي، ضمير و درونم را مي‏شناسي و فرجام و سرانجام زندگي و مرگم از تو پنهان نيست. آنچه را كه مي‏خواهم بر زبان آورم و از خواسته‏ام سخن بگويم و به حسن عاقبتم اميد بندم، همه را مي‏داني.

ادامه دعا در ادامه مطلب...


 منابع:

۱) www.hawzah.net

2) www.mums.ac.ir


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 4 مرداد1390ساعت 16:44 توسط ساقی کوثر| |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و عرض تبریک به مناسبت اعیاد شعبانیه و پیشاپیش حلول ماه مبارک رمضان!

بعد از حدود یک سال و نیم که از دنیای بلاگفا دور بودم (به چندین دلیل) حالا که یه ذره سرم خلوت تر شده مجددا تصمیم گرفتم بیام و به کارم ادامه بدم. کاری که شروعش با احساس تکلیف بود و الآن هم احساس تکلیف می کنم و هم احساس نیاز. چون اداره یه وبلاگ با موضوعات مذهبی و اعتقادی یه توفیق اجباریه برای مطالعه و جستجوی بیشتر در این زمینه ها، که باعث می شه ناخود آگاه وارد دریای معارف اسلامی بشی، و این یعنی نعمت توفیق الهی! خدایا توفیق حضور در این فضای زیبا و نورانی معرفت اسلامی رو مجددا به من (و ما) عطا کن!

از شما دوستان گرامی هم دعوت می کنم که با حضورتون در این وبلاگ و ارائه نظراتتون به من در اداره وبلاگ کمک کنید. 

باسپاس فراوان! یا علی! 

نوشته شده در سه شنبه 4 مرداد1390ساعت 15:57 توسط ساقی کوثر|


میلاد پیامبر اعظم حلقه وحدت مسلمانان


در اوج تيرگي و ظلمت و جهل و عداوت، ولادت فرزندي پاك، پيام‌آور نور و رحمت و آزادي و سعادت بشريت شد. گرچه شيعي و سني در روز ولادت آن حضرت اختلاف نظر دارند اما در سال و ماه ولادتش تقريباً وحدت نظر است. شيعيان روز 17 ربيع‌الاول سال 570‌م را روز ولادت و اهل تسنن روز 12 ربيع‌الاول همان سال را روز ولادت پربركت منجي عالم بشريت مي‌دانند.1 بنابراين هفته وحدت يا سالروز ولادت آن حضرت مناسبت بسيار خجسته‌اي است تا در سايه نزديكي قلوب، در پي تحكيم وحدت و يكپارچگي بين يكديگر و همسو ساختن اهداف بلند اسلامي و حل مشكلات كشورهاي مسلمان بيش از پيش همت گماريم.

اسلام آيين وحدت و همبستگي است. در اين زمينه آيات بسياري در قرآن آمده است كه از آن جمله مي‌توان به آيه زير اشاره كرد:

ان هذه امتكم امه واحده و انا ربكم فاعبدون. (انبيا،93)

اين است امت شما كه امتي يگانه است و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد.

و اعتصموا بحبل الله جميعاً ‌و لاتفرقوا. (آل عمران،103)

و همگي به ريسمان الهي چنگ زنيد و پراكنده نشويد.

و از تفرقه و جدايي كه از عوامل مهم در صنعت و تزلزل است باز مي‌دارد، و تفرقه‌افكنان را به عذابي دردناك بشارت مي‌دهد.

و لا تكونوا كالذين تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جائهم البينات و اولئك لهم عذاب عظيم. (آل عمران،105)

و چون كساني مباشيد كه پس از آنكه دلايل آشكار برايشان آمد پراكنده شدند و با هم اختلاف پيدا كردند و براي آنان عذابي سهمگين است.

و در جايي ديگر تفرقه و پراكندگي را يكي از نشانه‌ها و پيامدهاي شرك مي‌شمارد... و لاتكونوا من المشركين من الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعاً (روم،31و32)

و از مشركان مباشيد كساني كه دين خدا را قطعه قطعه كردند و فرقه فرقه شدند هر حزبي بدانچه پيش آنهاست دلخوش شدند!

و در آياتي ديگر زمينه‌هاي لازم جهت ايجاد همبستگي و دوري از دوگانگي فراهم مي‌نمايد.

انما المومنون اخوه فاصلحوا بين اخويكم. (حجرات، 10)

در حقيقت مومنان با هم برادرند پس ميان برادرانتان را سازش دهيد.

يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم. (حجرات،13)

اي مردم شما را از مرد و زني آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايي متقابل حاصل كنيد. در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست.

بنابراين فرهنگ اسلامي پر از آموزه‌هايي است كه انسان‌ها را به وحدت فرا مي‌خواند و از پراكندگي نهي مي‌كند. چنانچه پيامبر اسلام نيز دوران زندگي خويش بر اين مسأله همت گماشت.

شكوه و عظمت فرهنگ و تمدن اسلامي نيز حاصل وحدت و يكپارچگي مسلمانان در آن عصر بود. اما با گذشت زمان مسلمانان متفرق شدند و در مسائل عديده اختلاف جستند. در پي اين اختلافات، خصومت‌ها، جنگ‌ها و هتك حرمت‌ها پديد آمد و وحدت و يكدلي مسلمان‌ها به تزلزل و سستي تبديل گشت.

نويسنده كتاب همبستگي مذاهب اسلامي در مقدمه كتاب با بررسي دوره‌هاي مختلف اسلام از جهت وحدت و تفرقه چنين مي‌نويسد: با ورق زدن مختصر تاريخ اسلام ديديم كه در هر كجا مسلمانان پيشرفتي داشته‌اند در سايه وحدت بوده است و هركجا انحطاط و سقوط كرده‌اند اغلب به دليل تفرقه و پراكندگي از حول محور اسلام و كشيدن حصارهاي تعصب ميان خود بوده است. همواره دشمنان يهودي و صليبي از پيشرفت مسلمانان به خشم آمده و كوشيده‌اند كه شكاف بين مسلمين و تعصبات حاكم بر آنان را تقويت كند و با جداكردن آنان از يكديگر آنها را درهم بشكند.2

به رغم آنكه اختلافات ميان مسلمانان عمدتاً مضر بوده است اما نوع ديگري از اختلافات نيز وجود دارد كه زمينه‌ پيشرفت‌هاي زيادي بوده است. از اين جهت در ذيل انواع اختلافات را مورد بررسي قرار مي‌دهيم:


اختلافات طبيعي

وجود اقوام، ملل، فرهنگ‌ها و تمدن‌هاي مختلف در طول تاريخ حاكي از اين امر است كه اختلاف امري تكويني است. انسان عاقل به واسطه عقل و آنچه پيرامون اوست تفكر، اعتقاد فرهنگ و اعتقاد خود را سامان‌ مي‌دهد. اين اختلاف وسيله شناخته شدن و تفكيك و تمايز آنها از يكديگر است.

آري انسان‌ها از نظر تفكر، شرايط محيطي، تربيت و رشد با هم اختلاف دارند و طبعاً مختلف فكر مي‌كنند و توقع اينكه همه يك جور فكر ‌كنند همانند ملائكه، توقعي بي‌‌جا است و با فلسفه خلقت انسان سازگار نيست. قلم آفرينش انسان را با اين خصوصيات مختلف خواسته است.3 بنابراين همانگونه كه ذكر شد اختلاف ميان انسان‌ها امري تكويني و طبيعي است. پيشرفت علمي نيز حاصل تضارب آراء و انديشه‌ها و در پي اين اختلافات است.


اختلاف عقيده

تفاوت ذاتي ميان انسان‌ها آنها را در عقيده و تفكر هم متفاوت مي‌سازد هيچ دو انساني وجود ندارد كه در تمامي زمينه‌هاي فكري و عقيدتي يكسان باشند شيخ شلتوت كه با فتواي تاريخي خود رجوع به مذهب شيعه در كنار چهار مذهب اهل‌سنت را مجاز دانست در اين زمينه مي‌گويد: اختلاف رأي و نظري يك امر ضروري و طبيعي جامعه است كه رهايي از آن ممكن نيست ولي فرق است ميان اختلافي كه تعصب مذهبي و جمود فكري آن را به وجود آورده و اختلافي كه از جهت و دليل سرچشمه گرفته است. اولي اختلاف مذموم و دومي اختلاف منصفانه است كه توام با احترام مذاهب نسبت به يكديگر است و همگي احترام‌گذار به اصل جامع ميان خود يعني مصدرها و مأخذهاي اوليه و قواعد اصولي اسلامي مي‌باشند.4

بنابر اين، اختلاف كه امري طبيعي است به گرايش افراد و به عقايد و مذاهب متفاوت نيز جريان مي‌يابد. حال چه بايد كرد؟ و اين اختلافات چه معنايي دارد؟

منظور از اختلاف اين نيست كه هيچ وجه مشتركي ميان مذاهب اسلامي وجود ندارد. مسائل اصولي و اساسي دين، وجه اشتراك مذاهب اسلامي به حساب مي‌آيد. آنچه كه همه مسلمانان بدان اعتقاد دارند هيچ مسلماني نيست كه آن را انكار كند، به گونه‌اي كه اعتقاد يا عدم اتقاد به آنها مرز ايمان و كفر محسوب مي‌گردد. آري مسائل اساسي و اعتقادي، حقايقي هستند كه خداوند از آن خبر داده بر ما واجب كرده كه به آنها معتقد شويم؛ اصولي كه با دگرگوني‌ها و اختلاف مصالح و يا اجتهاد مجتهدين تغييرپذير نيست.5

اما آنچه اختلاف است در زمينه مسائل فرعي و نظري است و آن نيز به مصلحت بشر است تا در ميدان فكر و انديشه، گره‌گشاي مسائل متعدد بشر در زمان‌هاي مختلف گردد و همواره امورشان در كفه بررسي علمي و عقلي قرار داشته تا دچار جمود نباشند. اگر بنا بود مسائل فرعي و نظري هم مانند اصول ايمان، قطعي و يقيني باشد، راهي براي تفكر و تعقل باقي نمي‌ماند.6


وحدت در عين اختلاف

آنچه دشوار به نظر مي‌رسد و واقعيت عيني نيز بر آن دلالت دارد دست‌يابي به وحدت در عين اختلافات است. متأسفانه جهان اسلام هنوز نتوانسته است به اين آرمان دست يابد. براي روشن شدن بحث به اين نكته مي‌پردازيم كه منظور از وحدت چيست؟ آيا پيروان همه مذاهب اسلامي بايد از مذهب خود دست برداشته و پيرو يك مذهب شوند؟ يا تلفيقي از مذاهب مختلف به دست آيد و همه به اين مذهب مشترك روي آورند؟ پاسخ منفي است چرا كه وحدت به اين معني كه شيعه يا سني دست از عقيده خود بردارد و تسليم ديگري شود نامفهوم است. وحدت به اين معني كه قدر مشترك‌ها را در ميان مذاهب اسلامي بگيريم و موارد اختلاف را دور بزنيم و از همه مسلمانان بخواهيم فقط به اين قدر مشترك‌ها معتقد باشند و به غير آن عقيده نداشته باشند نامفهوم و بي‌معناست.7

دكتر شهيدي نيز معتقد است مقصود از وحدت امت مسلمان اين نيست كه رأي فقيهان در فروع دين يكي شود، چرا كه چنين وحدتي نه عقلاً‌ ممكن است و نه شرعاً لازم‌التعبد.8

چگونه مي‌توان آتش تفرقه در جهان اسلام را فرو نشاند و بر مشكلات فراوان ناشي از آن فائق آمد؟ با كمال تأسف اگر تاريخ را ورق بزنيم مي‌بينيم كه اختلاف بين شيعه و سني چه برادركشي‌ها و كشت و كشتارهايي به بار آورده كه بسيار تلخ و مايه بسي تأسف است. چنانكه جنگ چالدران، جنگ شاه‌صفي، كشتارهاي بين شيعه و سني در قاره هند و... نمايشگر شكاف عميق بين مذاهب اسلامي است.9 واقعيت اين است كه نه با انكار اختلاف و نه با بي‌تفاوتي نسبت به آن نمي‌توان به وحدت اسلامي دست يازيد. بايد با مشتركات كه در مقابل اختلافات، هم از نظر كيفي و هم از نظر كمي به مراتب بيشتر است آغاز كرد و به تعبيري برادري را به اثبات رساند. آنگاه اختلافاتي كه منجر به هتك حرمت يكديگر يا اعتقادات يكديگر مي‌شود را كنار گذاشت و چون يدي واحد در برابر مناسبات ظالمانه و حاكميت استكبار در جهان ايستاد. چرا كه در عصر حاضر سكوت در برابر هجمه‌هاي فرهنگي و اعتقادي دشمنان، اسلام را از هر زمان ديگر آسيب‌پذيرتر مي‌سازد. چنانكه در گذشته نيز در اثر بي‌كفايتي زمامداران حكومت‌هاي اسلامي و دامن زدن آنان به اختلافات فرقه‌اي، بسياري از آثار ارزشمند اسلامي را از دست داديم و سال‌هاي درازي سرمايه‌هاي فكري و هنري خويش را صرف اختلافات بي‌اساس كرديم.10 براي فرار از اين وضعيت دردناك حاكم بر جهان اسلام بايد يكديگر و اعتقادات يكديگر را به رسميت بشناسيم. بايد براي اعتقادات يكديگر احترامي قائل شويم و به سيره حضرت رسول تأسي جوييم. همان‌طور كه پيامبر جامعه آن روز را كه در اثر اختلافات، به تعبير قرآن كريم «علي شفا حفره من النار» بود، با هم متحد كرد و آنها را با اعتصام به حبل الله به اقتدار كامل رساند، امروز نيز ما مي‌توانيم در مقابل استكبار شرق و غرب و با استفاده از امكانات موجود جبهه اسلامي واحدي تشكيل دهيم و حقوق غصب شده ملل اسلامي را باز ستانيم و عزت و شكوه صدر اسلام را احيا كنيم.11

خلاصه سخن آنكه اگر مسلمانان در صدد پيشرفت هستند بايد سيره و روش پيامبر اعظم را مد نظر قرار دهند. تا بتوانند از كيان خود دفاع كنند. ولادت پيامبر و گراميداشت آن حقيقتاً مي‌تواند مايه وحدت و اتحاد مسلمانان باشد، زيرا همه آنها از هر گروه و فرقه ارج و منزلت پيامبر اعظم را مي‌ستايند و او را محور حركت‌ها و سخنان و كردار خود مي‌دانند.

پي‌‌نوشت‌ها:

1- فروغ ابديت، جعفر سبحاني، ج1، ص121و122
2- همبستگي مذاهب اسلامي، عبدالكريم بي‌آزار شيرازي، مقدمه از چاپ سوم، ص26
3- همان، ص10
4- همان، ص355
5- همان، نقل از مقاله علامه محمدتقي قمي، ص89
6- همان، ص90
7- منشور همبستگي، به نقل از سخنراني آيت‌الله مكارم شيرازي، ص238
8- همان، سخنراني، دكترسيد جعفر شهيدي، ص177
9- همبستگي مذاهب اسلامي، عبدالكريم بي‌آزار شيرازي، مقدمه، چاپ اول، ص34
10- انديشه تقريب، سال دوم، شماره هشتم، نقل از مقاله رحيم ابوالحسيني، ص112
11- منشور همبستگي، سخنراني حجت‌الاسلام هاشمي رفسنجاني، ص24



منبع :

سایت سازمان تبلیغات اسلامی www.ido.ir


نوشته شده در یکشنبه 2 اسفند1388ساعت 13:58 توسط ساقی کوثر| |

 « به یاد زیباترین گل سرخ ... »

 امام صادق (علیه السلام) در قسمتی از زیارت اربعین می‌فرمایند:

"... و (او) در راه تو جان خویش را بذل نمود تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی گمراهی نجات بخشد ..."(1)

 

جابر بن عبدالله انصاری، صحابه‌ای والا مقام است در میان اصحاب رسول خدا و عاشقی دلداده است، در میان خیل عشاق امام سید الشهدا، و برای فخر و مباهات او همین مدال افتخار کافیست که نخستین زائر قبر امام حسین (علیه السلام)، اوست و هنگامه این وصال نیز چهلمین روز شهادت شهدای کربلاست.

چه زیباست حکایت دلداده‌ای که یار خویش را باز یابد و چه خوش است نوای بلبلی که کنار گل سرخ خویش نغمه‌سرایی آغاز کند و چه نیکو منظره‌ایست، وصال در پس هجران ...

عطیه عوفی می‌گوید: به همراه جابر بن عبدالله انصاری برای زیارت امام حسین بن علی (علیه السلام) از مدینه خارج شدیم. هنگامی که به کربلا رسیدیم، جابر کنار فرات رفت و غسل نمود و جامه‌ای به تن کرد و بدن خود را معطر نمود. قدم از قدم بر نمی‌داشت مگر آنکه ذکر خدا می‌گفت. هنگامی که به کنار قبر مطهر رسیدیم خطاب به من گفت که دست مرا بر روی قبر مطهر بگذار. من نیز این کار را نمودم. در این هنگام غش کرد و به روی قبر افتاد. مقداری آب بر رویش زدم، هنگامی که به هوش آمد، سه بار ترنم نمود:

یا حسین، یا حسین،  یا حسین

سپس خطاب به مرقد مطهر سید الشهدا (علیه السلام) گفت: دوستی که دوست خویش را اجابت نمی‌کند . . .

 هنگامی که کلام بدین جا منتهی شد، جابر خود پاسخ خود را این گونه داد: چگونه مرا پاسخ دهی در حالی که سر از بدن مطهرت جدا گشته است و در این هنگام بود که جابر شروع به زیارت سید الشهدا و زمزمه با مولای خویش نمود ...

اربعین، یادآور چهلمین روز شهادت امام حسین (علیه السلام) و اصحاب گرانقدر اوست، و قلوب  مؤمنین در این روز، به یاد هوای کوی دوست و زیارت قبر شش گوشه او پر می‌کشد، زیارتی که علو مرتبه‌اش تا بدان جا اوج گرفته است که به عنوان یکی از صفات و ویژگیهای مؤمنین، شناخته شده است .

بجاست که در این مجال و در آستانه اربعین حسینی، هم آوا با امام ششم و به یاد تربت مطهر امام حسین بن علی (علیه السلام) و مضجع شریفش، فرازهایی از زیارت اربعین را زمزمه کنیم:

حقا که چه زیبا امام صادق (علیه السلام) فضائل سید الشهدا (علیه السلام) را تبیین می‌نماید و با چه ظرافت و لطافتی انگیزه و ثمره  شهادت امام حسین (علیه السلام) را بر می‌شمرد و دشمنان آن حضرت را توصیف می‌نماید:

"...  خدایا من گواهی می‌دهم که او ولی و ولی‌زاده توست و برگزیده و زاده صفی و برگزیده  توست، که به کرامت تو رستگار است، او را به شهادت گرامی داشتی و سعادتش ارزانی داشتی، و به پاکی نژاد برگزیدی و یکی از آقایان و بزرگانش گرداندی، و رهبری از رهبران و مدافعی از مدافعانش نمودی به او مواریث انبیا را بخشیدی و او را از میان اوصیا، حجت بر خلق خود قرار دادی، او در دعوت خویش عذر را پایان داد (راه هر گونه عذر تراشی را مسدود نمود) و خیر خواهی کرد و در راه تو، جان خویش را بذل نمود تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی گمراهی نجات دهد و همانا بر علیه او همدست شدند، کسانی که دنیا آنان را فریفت و بهره هستی خویش را به بهای ناچیز و پستی فروختند و آخرت خویش را به بهای اندکی دادند، و گردن فرازی کردند و خود را در پرتگاه هوس انداختند و تو و پیامبرت را به خشم آوردند و از آن دسته از بندگانت که خلاف انگیز و نفاق آمیز بودند، پیروی نمودند ..."

 

« برگرفته از كتاب بحار الانوار، جلد 65، صفحه 130 و فرازی از زیارت اربعین امام حسین (علیه السلام) »

 

گرامی باد اربعین شهادت امام سید الشهدا،

حسین بن علی (علیه السلام)

و هزاران درود و تحیت الهی نثار ارواح طیبه او و اصحاب گرانقدرش.

 

نوشته شده در شنبه 10 بهمن1388ساعت 9:37 توسط ساقی کوثر| |


احاديث ائمه معصومين (ع) همواره راهگشاي مسلمانان به‌ويژه شيعيان بوده است. يكي از اين امامان بزرگوار، امام حسين (ع) است كه گفتار و كردارش، مفاهيم عميق انسان‌سازي را نمايان مي‌كند. در روايتي از اميرالمومنين (ع) آمده است كه خطاب به خاك كربلا فرمود: چه خوشبويى اى خاك! در روز قيامت، قومى از تو بپا خيزند كه بدون حساب و بى‌درنگ به بهشت روند.

* حريم پاك

پيامبر اسلام (ص) در ضمن حديث بلندى مى‏ فرمايد: كربلا پاك ترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگترين بقعه‌هاست و الحق كه كربلا از بساط هاى بهشت است. (بحارالانوار، ج 98، ص 115/ كامل الزيارات، ص 264)

* سرزمين نجات

پيامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسين در سرزمينى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گويند، زمين ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنان كه خدا ياران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد. (كامل الزيارات، ص269، باب 88، ح 8)

*مسلخ عشق‏

حضرت على (ع) روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود: اينجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهيدان است، شهيدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آينده به پاى آنها نمى‏رسند. (تهذيب، ج 6، ص73 / بحارالانوار، ج 98، ص 116)

* عطر عشق‏

اميرالمومنين (ع) خطاب به خاك كربلا فرمود: چه خوشبويى اى خاك! در روز قيامت قومى از تو به پا خيزند كه بدون حساب و بى‌درنگ به بهشت روند.

* ستاره سرخ محشر

امام سجاد (ع) فرمود: زمين كربلا در روز رستاخيز، چون ستاره مرواريدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد كه من زمين مقدس خدايم، زمين پاك و مباركى كه پيشواى شهيدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.

* كربلا و بيت‌المقدس‏

امام صادق (ع) فرمود: كربلا از خاك بيت‌المقدس است.


* فرات و كربلا

امام صادق (ع) فرمود: سرزمين كربلا و آب فرات، اولين زمين و نخستين آبى بودند كه خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشيد.* كربلا، محل تردّد فرشتگان‏


امام صادق (ع) فرمود: هيچ فرشته‏اى در آسمان‌ها و زمين نيست مگر اين كه مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زيارت امام حسين (ع) مشرف شود، چنين است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آيند و فوجى ديگر عروج كنند و از آنجا اوج گيرند.

* راه بهشت

امام صادق (ع) فرمود: جايگاه قبر امام حسين (ع) درى از درهاى بهشت است.

* كربلا حرم امن‏

امام صادق (ع) فرمود: به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد، پيش از آن كه مكه را حرم قرار دهد. (شايان ذكر است منظور از اين روايت در عالم بالا مي‌باشد كه قبل از مكه، كربلا حرم امن الهي قرار گرفت)

* زيارت مداوم‏

امام صادق (ع) فرمود: كربلا را زيارت كنيد و اين كار را ادامه دهيد، چرا كه كربلا بهترين فرزندان پيامبران را در آغوش خويش گرفته است.


امام صادق (ع) فرمود: آن «ساحل وادى ايمن» كه خدا در قرآن ياد كرده فرات است و «بارگاه با بركت» نيز كربلا است.

* شوق زيارت‏

امام باقر (ع) فرمود: اگر مردم مى‏دانستند كه چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين (ع) است، از شوق زيارت مى‏مردند.


* حج مقبول و ممتاز

امام باقر (ع) فرمودند: زيارت قبر رسول خدا (ص) و زيارت مزار شهيدان، و زيارت مرقد امام حسين (ع) معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا (ص) به جا آورده شود.

* تولدى تازه‏

حمران مى‏گويد هنگامى كه از سفر زيارت امام حسين (ع) برگشتم، امام باقر(ع) به ديدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مى‏دهم كه هر كس قبور شهيدان آل‌محمد (ص) را زيارت كند و مرادش از اين كار رضايت خدا و تقرب به پيامبر(ص) باشد، از گناهانش بيرون مى‏آيد، مانند روزى كه مادرش او را زاده است.


* زيارت مظلوم‏


از امام باقر و امام صادق (ع) نقل شده كه فرمودند: هر كس كه مى‏خواهد مسكن و مأوايش بهشت باشد، زيارت مظلوم ـ امام حسين ـ را ترك نكند.

* شهادت و زيارت‏

امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسين (ع) را زيارت كنيد و با ترك زيارتش به او ستم نورزيد، چرا كه او سيد جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهيد است.

* زيارت، بهترين كار

امام صادق (ع) فرمود: زيارت قبر امام حسين (ع) از بهترين كارهاست كه مى‏تواند انجام يابد.


* سفره‏هاى نور

امام صادق (ع) فرمود: هر كس دوست دارد روز قيامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشيند، بايد از زائران امام حسين (ع) باشد.

* شرط شرافت‏

امام صادق (ع) فرمود: كسى كه مى‏خواهد در همسايگى پيامبر(ص) و در كنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زيارت امام حسين (ع) را ترك نكند.

* زيارت، فريضه الهى

امام صادق (ع) فرمود: اگر يكى از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد اما امام حسين (ع) را زيارت نكند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترك كرده است؛ چرا كه حق حسين (ع) فريضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.

* كربلا كعبه كمال‏

امام صادق (ع) فرمود: هر كس به زيارت قبر امام حسين (ع) نرود تا بميرد، ايمانش ناتمام و دينش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پايين تر از مومنان در آنجا خواهد بود.

* از زيارت تا شهادت

امام صادق (ع) فرمود: زيارت امام حسين (ع) را ترك نكن و به دوستان و يارانت نيز همين را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زياد كند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نميرى مگر با شهادت.

* حديث محبت‏

امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه خدا خير خواه او باشد، محبت حسين (ع) و زيارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد، كينه و خشم حسين (ع) و خشم زيارتش را در دل او مى‏اندازد.

* نشان شيعه بودن‏

امام صادق (ع) فرمود: كسى كه به زيارت قبر امام حسين نرود و خيال كند كه شيعه ما است و با اين حال و خيال بميرد او شيعه ما نيست و اگر هم از اهل بهشت باشد از ميهمانان اهل بهشت خواهد بود.

سلام دوستان! ان شاءالله عزاداری هاتون مورد قبول حضرت حق قرار گرفته باشه. توی این شب ها و روز ها برای ما هم دعا کنین. راستش هفتۀ گذشته پدربزرگم برای همیشه چشم هاشو بست و رفت! ازتون می خوام توی این روزای محرم برای شادی روح همۀ رفتگان بخصوص پدربزرگم فاتحه ای بخونین. ممنون. یا علی

نوشته شده در دوشنبه 30 آذر1388ساعت 23:49 توسط ساقی کوثر| |


آخرين مطالب
» مناجات شعبانیه
» بسم الله...
» میلاد پیامبر اعظم (ص) و امام صادق (ع) مبارک باد
» اربعین حسینی
» کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا
» عید سبز غدیر مبارک
» 8/8/88، روز رضا(ع)، مبارک باد!
» امام صادق(ع)
» مناظره عالم شیعی با یکی از علمای وهابیت
» رستگاران
Design By : Pichak