تبليغاتX

میراث محمد صلی الله علیه و آله
میراث محمد صلی الله علیه و آله

انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا و...


8/8/88، روز رضا(ع)، مبارک باد!

میلاد امام رضا(ع) مبارک باد




مناظرات امام هشتم با اهل کتاب

مناظره با دانشمند يهودي

امام رضا(علیه السّلام) در باره نبوت پيامبر اسلام (ص) و دلايل اثبات آن با عالم يهودي به مناظره پرداختند. آن حضرت در اين زمينه، افزون بر پيشگوئي كتاب مقدس يهوديان، به همان دليلي استناد كردند كه عالم يهودي براي اثبات نبوت حضرت موسي(علیه السّلام) به آن استناد جست.
1 ـ پيشگويي تورات در باره پيامبر اسلام(ص): حضرت رضا(علیه السّلام) در پاسخ به درخواست عالم يهودي براي اثبات نبوّت حضرت محمّد(ص) بر اساس كتاب مقدّس آنان به فرازي از تورات استناد كردند كه داراي قراين روشني بود و به خوبي بر مدعاي آن حضرت دلالت مي‌كرد؛ از جمله فرمودند: آيا مي‌داني كه حضرت موسي(علیه السّلام) به بني اسرائيل وصيت كرد: پيامبري از ميان برادرانتان به سوي شما خواهد آمد، او را تصديق كنيد و به سخنانش گوش فرا دهيد؟ هنگامي كه عالم يهودي وجود اين بشارت را در تورات تأييد كرد، حضرت فرمودند: آيا بني اسرائيل برادراني غير از بني اسماعيل دارند؟ و آيا از ميان فرزندان اسماعيل(علیه السّلام)پيامبري جز حضرت محمّد(ص) مبعوث شده است؟ دانشمند يهودي به هر دو پرسش، پاسخ منفي داد. اين فقره مورد استناد حضرت، كه با‌اندكي تفاوت در چند جاي عهدين آمده، در نسخه‌هاي كنوني آن نيز موجود است. از جمله در سفر تثنيه: 18:18ـ19 چنين آمده است: نبي‌اي را براي ايشان از ميان برادرانشان مثل تو مبعوث خواهم كرد. كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او فرمايم به ايشان خواهد گفت، و هر كسي كه سخنان مرا، كه او به اسم من گويد، نشنود من از او مطالبه خواهم كرد.( ونيز ر.ك:تثنيه،18:15؛ اعمال رسولان، 3: 22)
بي‌شك، فرازهاي ياد شده، آمدن پيامبري را بشارت مي‌دهد كه اولا «همانند موسي» است و ثانياً، از ميان «برادران بني اسرائيل» خواهد بود. برخي از دانشمندان يهود، پيامبر ياد شده را بر يوشع، مسيحيان پروتستان بر حضرت عيسي(علیه السّلام) و مسلمانان بر پيامبر اكرم(ص) تطبيق كرده‌اند. مسلمانان با شرح بسياري از ويژگي‌هاي يكسان حضرت موسي(علیه السّلام) با حضرت محمّد(ص) از يك سو، و تفاوت حضرت عيسي(علیه السّلام) و يوشع با حضرت موسي(علیه السّلام)در ويژگي‌هاي ياد شده، پيامبر اكرم(ص)را مصداق آن پيامبر موعود مي‌خوانند.
براي ارزيابي درست اين سه ديدگاه و چگونگي انطباق «آن نبي» بر پيامبر اكرم، لازم است دو ويژگي ياد شده براي وي با استناد به خود كتاب مقدّس مورد تجزيه و تحليل قرار بگيرد. بر همين اساس بايد گفت:
الف. مهمترين ويژگي نبوّت حضرت موسي(علیه السّلام)داشتن كتاب آسماني و آوردن شريعتي مستقل و خاص است. بنابراين، يك پيامبر فقط در صورتي مي‌تواند همانند او باشد كه حتماً اين ويژگي را داشته باشد، در حالي كه يوشع و هيچ يك از پيامبران بني اسرائيل ادعا نكرده‌اند كه همانند وي بوده و شريعتي خاص آورده‌اند. همه آنان پيرو شريعت حضرت موسي(علیه السّلام) بودند. از سوي ديگر، خود كتاب مقدّس، يوشع را معاصر موسي(علیه السّلام) و جانشين آن حضرت معرفي مي‌كند.( تثنيه، 34:6ـ10) بنابراين، وي نمي تواند همان پيامبر موعود باشد؛ چراكه آمدن وي در «آينده» خواهد بود. گزارش انجيل يوحنّا نيز اين معنا را تأييد مي‌كند؛ چراكه نشان مي‌دهد يهوديان دست كم تا زمان حضرت يحيي(علیه السّلام) منتظر ظهور اين پيامبر موعود بودند، در حالي كه يوشع نبي چند قرن پيش از يحيي بوده است.حتي بر اساس گزارش اناجيل، حضرت عيسي(علیه السّلام) نيز شريعت مستقلي نياورد. او مأموريت داشت همان شريعت موسي(علیه السّلام) را اجرا و تكميل نمايد.(انجيل متى : 5؛17ـ19)
ب. از سوي ديگر، فرازهايي از عهد جديد نشان مي‌دهند كه كاهنان يهود در عصر حضرت عيسي(علیه السّلام) نيز پيامبر ياد شده را غير از مسيح مي‌دانستند: و اين است شهادت يحيي در وقتي كه يهوديان از اورشليم، كاهنان و لاويان را فرستادند تا از او سؤال كنند كه تو كيستي كه معترف شد و انكار ننمود، بلكه اقرار كرد كه من مسيح نيستم. آن گاه از او سؤال كردند: پس چه، آيا تو الياس هستي؟ گفت: نيستم. آيا تو آن نبي هستي؟ جواب داد كه نه (انجيل يوحنّا، 1:19ـ21.)
حضرت يحيي معاصر حضرت عيسي(علیه السّلام) و‌اندكي پيش از وي مبعوث شد. يهوديان در پي شناخت ماهيت وي، كاهناني را نزد وي فرستادند، ولي او خود را پيامبري غير از مسيح، الياس و «آن نبي» معرفي كرد. مفسّران كتاب مقدّس عبارت «آن نبي» را اشاره به همان پيامبري مي‌دانند كه در سفر «تثنيه» (باب 18) حضرت موسي(علیه السّلام) وعده داده بود و آن پيامبر در ميان يهود، چنان معروف بود كه اشاره كوتاه «آن نبي» براي انتقال آن كافي بود. برخي گفته‌اند: آنان منتظر پيامبري بوده‌اند كه سرور انبيا و بزرگ ترين آنان بوده است. از سوي ديگر، بدون شك انتظار يك پيامبر بزرگ، مسئله بسيار مهمي بوده است و اگر كاهنان و برگزيدگان مركز يهوديت آن زمان (اورشليم) عقيده نادرستي در اين باره داشتند، بايد حضرت يحيي آنان را متوجه خطايشان مي‌كرد، نه اينكه خطاي آنان را تأييد نمايد. بنابراين، اگر مراد از «آن نبي» مسيح باشد، بايد حضرت يحيي مي‌گفت: آن دو يكي هستند، نه اينكه بگويد: من آن نيستم.
از گزارش‌هاي ديگر عهد جديد نيز برمي آيد: بشارت آمدن «آن نبي» به گونه‌اي در ميان يهود روشن و پذيرفته شده بود كه آنان هنگام ظهور حضرت يحيي(علیه السّلام) دچار اختلاف شدند. گروهي وي را همان نبي و گروهي ديگر غير آن خواندند.( انجيل يوحنّا، 6: 14 و 7: 40ـ43 / اعمال رسولان، 3: 22 و 7: 37)
ج. افزون بر آنچه گفته شد، به صورت جدلي مي‌توان در پاسخ مسيحيان گفت: بر اساس الهيّات رايج آنان، تفاوت‌هاي زيادي بين حضرت موسي و عيسي(علیه السّلام)وجود دارد، و به ديگر سخن، حضرت عيسي(علیه السّلام) نه يك پيامبر، بلكه خداي مُجَسَّد خوانده مي‌شود كه هيچ انساني با وي قابل مقايسه نيست.
2. دليل نبوت موسي(علیه السّلام) و دلالت آن بر نبوت پيامبر اسلام(ص): دانشمند يهودي در پاسخ امام رضا(علیه السّلام) درباره چگونگي اثبات نبوّت حضرت موسي(علیه السّلام) به معجزاتي از قبيل شكافتن دريا، اژدها شدن عصا در دست وي، بيرون آوردن يد بيضا و جاري ساختن چشمه آب از سنگ با زدن عصاي خود، استناد كرد. امام رضا(علیه السّلام)با پذيرش اين معجزاتِ حضرت موسي(علیه السّلام) پرسيد: آيا هر كس در تأييد ادعاي نبوّت خويش معجزه بياورد، او را تصديق مي‌كنيد؟ عالم يهودي گفت: خير، فقط در صورتي مي‌پذيريم كه معجزاتي همانند معجزات حضرت موسي(علیه السّلام) بياورد. امام فرمودند: پس چگونه به نبوّت پيامبران پيش از موسي(علیه السّلام) ايمان داريد، در حالي كه هيچ كدام از آنها معجزات ياد شده براي حضرت موسي(علیه السّلام) را نياوردند. دانشمند يهودي كه در پاسخ حضرت رضا(علیه السّلام) درمانده بود، با تغيير حرف خود، گفت: اگر كسي معجزاتي بياورد كه فراتر از قدرت افراد عادي باشد، تصديق نبوّت او لازم است.
در اين هنگام، حضرت رضا(علیه السّلام) با اشاره به زنده شدن مردگان، شفاي كور مادر زاد و بيماران مبتلا به پيسي به دست حضرت عيسي(علیه السّلام)و زنده شدن پرنده گلين با دم مسيحايي آن حضرت پرسيدند: پس چرا نبوّت او را تصديق نمي كنيد؟ وقتي عالم يهودي گفت: مي‌گويند كه وي چنين كارهايي مي‌كرده است، ولي ما كه آن را نديده ايم، امام پرسيدند: مگر معجزات حضرت موسي(علیه السّلام) را به چشم خود ديده ايد؟ آيا جز اين است كه افراد مورد اطميناني آنها را ديده و نقل كرده‌اند و با اخبار متواتر به شما رسيده است؟ معجزات حضرت عيسي(علیه السّلام)هم توسط افراد مورد وثوقي ديده شده و در قالب اخبار متواتر گزارش شده است، پس چرا نبوّت او را تصديق نمي كنيد؟ درباره حضرت محمّد(ص)نيز اين مسئله صادق است. بر اساس اخبار متواتر، آن حضرت نزد هيچ آموزگاري درس نخواندند و چيزي نياموختند، ولي به رغم امّي و درس ناخوانده و مكتب نرفته بودن، كتابي آوردند كه درباره سرگذشت پيامبران و اقوام گذشته و نيز درباره آينده سخن گفته است. پس چرا نبوّت او را نمي پذيريد؟ عالم يهودي، كه جوابي نداشت، محكوم شد و سكوت اختيار كرد.
در اين گفت‌وگو، هرچند امام رضا(علیه السّلام) به صورت صريح و آشكار به هيچ كتاب مقدّسي استناد نجستند، ولي اشاره نكردن ايشان به گزارش اين معجزات در كتاب مقدّس، به دليل آن است كه اين مسئله به عنوان يك واقعيت و حقيقت مسلّم تاريخي و ديني، براي هر يك از پيروان اديان ابراهيمي پذيرفته شده بود و يا دست كم از آن آگاهي داشتند و بايد بر اساس منطق و استدلال خود، آن را مي‌پذيرفتند؛ زيرا معجزات ياد شده براي حضرت موسي و عيسي(علیه السّلام) به ترتيب در عهد قديم (خروج، 4: 1ـ9؛ 7:8ـ12 و 14ـ15؛ 14:1ـ31؛ 17: 1ـ7 / اعداد، 20: 7ـ11 ) و جديد (انجيل متّى، 9:18ـ22؛ 9: 27ـ34 و ب 14 و 15 / مرقس، باب پنجم و ششم و هفتم / لوقا، باب هشتم و نهم /يوحنّا، باب ششم.) و به شكلي مبسوط گزارش شده است. قرآن نيز اصل آن معجزات را بدون اشاره به جزئيات پرداخته شده در عهدين، گزارش و تأييد مي‌كند. (براى نمونه، ر.ك. شعراء: 32ـ45 و 63 / بقره: 60 / اعراف: 160 / آل عمران: 49 / مائده: 110.)

مناظره با دانشمند مسيحي

امام رضا(علیه السّلام) در مناظره خود با دانشمند مسيحي، با استناد به فرازهايي از اناجيل چهارگانه موجود، برخي از عقايد بنيادين مسيحيت را به چالش كشيده است. نفي الوهيت حضرت عيسي(علیه السّلام) و اثبات بشر بودن وي و نيز اثبات تفاوت اناجيل چهارگانه رسمي با انجيل اصلي از اين قبيل است.

1. نفي الوهيت حضرت عيسي(علیه السّلام)

«تثليث» يكي از آموزه‌هاي بنيادين در الهيّات مسيحي است كه بر اساس آن، پدر، پسر (مسيح) و روح القدس الوهيت دارند. امام رضا(علیه السّلام) در مناظره با يكي از دانشمندان مسيحي با اشاره به انجام معجزاتي همانند معجزات حضرت عيسي(علیه السّلام) به دست پيامبراني ديگر، عبوديت و بندگي آن حضرت براي خداوند و ارائه يك شخصيت كاملا انساني براي ايشان در سه انجيل متي، مرقس و لوقا و اعتقاد به خدايي و الوهيت او را به نقد و چالشي بنيادين كشيدند.
الف. معجزات حضرت عيسي(علیه السّلام):
همان گونه كه بسياري از پژوهشگران و‌انديشمندان مسيحي و ديگران گفته‌اند، يكي از زمينه‌هاي پيدايش اعتقاد به الوهيت حضرت عيسي(علیه السّلام) معجزات ايشان است. بر اساس گزارش صريح اناجيل، آن حضرت مرده زنده مي‌كرد، كور مادرزاد، افراد فلج و انواع بيماران را شفا مي‌داد.(انجيل متّى، 4:ـ23ـ24؛ 8:2ـ3؛ 14: 17؛ 9:2ـ7،18ـ35؛ 20:30ـ34؛ 14:28ـ34 / انجيل مرقس، 1:33ـ35 و 40ـ42.)
امام رضا(علیه السّلام)در گفت‌وگو با دانشمند مسيحي، از وي درباره دليل اعتقاد به الوهيت حضرت عيسي(علیه السّلام)پرسيد و او با اشاره به معجزات آن حضرت، گفت: كسي كه چنين كارهايي انجام دهد، خداوند و درخور پرستش است. حضرت رضا(علیه السّلام) با استناد به گزارش‌هاي تورات گفت: يَسَع (اَلْيَشَعْ) نيز مرده زنده مي‌كرد، روي آب راه مي‌رفت و بيماران را شفا مي‌داد. حزقيل و برخي ديگر از پيامبران بني اسرائيل هم شمار بسياري از مردگان را زنده كردند، اما پيروان آنان هرگز به الوهيت آنان معتقد نشدند و آنان را پرستش نكردند. همه اين موارد در تورات آمده است و شما نمي توانيد منكر آن باشيد. اگر انجام چنين كارهايي دليل بر الوهيت و خدا بودن باشد، بايد درباره آنان نيز چنين اعتقادي داشته باشيد، در حالي كه چنين نيست. حال با اينكه آنان پيش از حضرت عيسي(علیه السّلام) دست به چنين معجزاتي زدند، چرا شما به الوهيت آنان معتقد نيستيد؟
عالم مسيحي، كه در برابر استدلال حضرت ناتوان مانده بود، بر اساس گزارش منابع اسلامي، به توحيد و وحدانيت خداوند اقرار كرد.( براى اطلاع بيشتر از معجزات ياد شده براي اليشع وحزقيل در كتاب مقدّس، ر. ك. دوم پادشاهان، 2:1ـ25؛ 45:32ـ38؛ 13:20ـ21 / حزقيال، 37:1ـ14 / قاموس كتاب مقدّس، ص 320ـ323. بر اساس گزارش كتاب مقدّس، افزون بر پيامبرانى همچون عيسى، حزقيل و اليسع، حتى حواريان حضرت عيسى(علیه السّلام) نيز بيماران را شفا مى دادند و پطرس حوارى مرده زنده مى كرد. ر.ك. انجيل متّى، 10:1 / اعمال رسولان،)
ب. شخصيت بشري حضرت عيسي(علیه السّلام) در اناجيل همنوا:
معرفي حضرت عيسي(علیه السّلام) به عنوان يك شخصيت انساني و نفي الوهيت او با استناد به اناجيل مَتّي، لُوقا و مَرقُس موضوع ديگري است كه مورد استناد امام قرار گرفته است. آن حضرت ابتدا نظر عالم مسيحي را درباره نويسندگان اناجيل چهارگانه و ميزان ارزش و اعتبار سخنان آنها نزد وي جويا شد. دانشمند مسيحي آنان را عالم به انجيل خواند و بر درستي و پذيرش سخنانشان تأكيد كرد. امام پس از آنكه حاضران را بر اين گفته‌هاي او گواه گرفت، به سخنان متي، مرقس و لوقا در انجيل هر يك ازآنان استناد كرد؛ سخناني كه در آن شخصيتي كاملا انساني و نه الوهي از حضرت عيسي(علیه السّلام) به تصوير كشيده و بدان تصريح كرده‌اند.
آن گاه نظر عالم مسيحي را در اين باره پرسيد. او در مقام دفاع از شخصيت الوهي و خدا بودن حضرت عيسي(علیه السّلام)، متي، مرقس و لوقا را به دروغ گويي در اين باره متهم ساخت. هنگامي كه امام رضا(علیه السّلام) سخنان پيشين او مبني بر عالم به انجيل بودن و درستي و بر حق بودن گفته‌هاي آنان را يادآوري كرد، عالم مسيحي در اوج درماندگي، از امام خواست او را از گفت وگو درباره آنها معاف دارد. حضرت با پذيرش درخواست وي، فرمودند: اگر سؤالي دارد، بپرسد. ولي او با اجتناب از هرگونه پرسشي، گفت: ديگري سؤال نمايد. آن گاه به خدا سوگند ياد نمود كه هرگز گمان نمي كردم در ميان دانشمندانِ مسلمان، كسي همانند شما باشد.
همچنان كه دانشمندان و پژوهشگران كتاب مقدّس و مسيحيت نيز معتقدند، مجموعه عهد جديد بر اساس دو نگرش كاملا متفاوت به شخصيت حضرت عيسي(علیه السّلام)، دو نظام الهيّاتي كاملا جدا از هم ارائه مي‌كند. رساله‌هاي پولس، انجيل و نامه‌هاي يوحَنّا، اساس الهيّات مبتني بر الوهيت و خدا بودن حضرت عيسي(علیه السّلام) را تشكيل مي‌دهد( براى نمونه، ر.ك. انجيل يوحنّا، 1:1ـ3و14؛ 10:30 / رساله پولس به فيليبا، 2:5ـ7 / رساله پولس به روميان، 5: 10ـ15 / 8: 14ـ17 / رساله پولس به غلاطيان، 4:4ـ 7 ) و اناجيل سه گانه متي، مرقس و لوقا و بخش‌هاي ديگر عهد جديد مبناي الهيّات مبتني بر انسان، بنده و پيامبر بودن اوست.( براى نمونه، ر.ك. انجيل متّى، 5: 17ـ19؛ 10:17ـ18؛ 12:18 / انجيل لوقان، 3: 23ـ28 / اعمال رسولان، 3: 13)
نظام اعتقادي نخست را پولس بنيان نهاد و آن ديگري را حواريان مسيح به سركردگي پطرس نمايندگي مي‌كردند. اناجيل سه گانه ياد شده از جمله، به سبب اين اشتراك به اناجيل همنوا معروفند و فرازهاي مورد استناد امام رضا(علیه السّلام) را به روشني مي‌توان در آنها يافت. براى نمونه، متّى در انجيل خود، همه اجداد پدرى حضرت عيسى(علیه السّلام)را تا ابراهيم نام مى برد: داود و ابراهيم پيغمبر، هر دو جدّ حضرت عيسى(علیه السّلام)مسيح بودند. ابراهيم پدر اسحاق، اسحاق پدر يعقوب ... ايل آذر پدر متان و متان پدر يعقوب بود. يعقوب پدر يوسف و يوسف شوهر مريم و مريم مادر عيسى مسيح بود. (متى، 1:1ـ16 و نيز ر.ك. انجيل لوقا، 3:23ـ28 / مرقس، 8:27ـ30.)
ج. عبادت حضرت عيسي(علیه السّلام):
امام رضا(علیه السّلام) در فراز ديگري از مناظره با عالم مسيحي، با استناد به يكي ديگر از عقايد مسلّم مسيحيت، كه در اناجيل نيز بازتاب يافته است، اعتقاد به الوهيت حضرت عيسي(علیه السّلام) را از زاويه‌اي ديگر به چالشي بنيادين كشيدند. توضيح اينكه آن حضرت خطاب به عالم مسيحيگفتند: ما به عيسايي كه به حضرت محمّد(ص) و آل او ايمان دارد، اعتقاد داريم. آن حضرت هيچ ايراد و اشكالي نداشت، جز اينكه نماز كم مي‌خواند و روزه‌اندك مي‌گرفت. دانشمند مسيحي با توجه به شناختي كه در جريان مناظره از ميزان دانش و آگاهي امام پيدا كرده بود، با ابراز شگفتي بسيار گفت: من گمان نمي كردم در ميان مسلمانان كسي داناتر از شما وجود داشته باشد، اما با اين سخني كه گفتيد، از اعتبار علمي شما در نزد من كاسته شد. وقتي حضرت دليل آن را پرسيدند، وي گفت: شما چگونه اين سخن را مي‌گوييد، در حالي كه حضرت عيسي(علیه السّلام)همه روزها روزه بود، حتي يك روز را هم بدون روزه سپري نكرد و همواره شب‌ها را به شب زنده داري و عبادت مي‌پرداخت.
در اين هنگام، امام رضا(علیه السّلام)پرسيدند: او براي چه كسي روزه مي‌گرفت و نماز مي‌خواند؟ معناي سخن امام اين است كه اگر او خداست و الوهيت دارد، چگونه براي خداي ديگري عبادت و بندگي مي‌كرد؟ نماز خواندن و روزه گرفتن دليل بندگي و عبد خدا بودن اوست و عبوديت هرگز با الوهيت جمع نمي شود. در اين استدلال نيز امام رضا(علیه السّلام) با توجه به گزارش كتاب مقدّس، درباره روزه داري و نماز خواندن حضرت مسيح(علیه السّلام) و آگاهي عالم مسيحي از آن، اقامه دليل كرده‌اند. براي مثال،درانجيل«متي»(4:1ـ2) آمده است: آن گاه عيسي به دست روح به بيابان برده شد تا ابليس او را تجربه كند و چون چهل شبانه روز روزه داشت، آخر گرسنه گرديد.

يا در انجيل «مرقس» (1:35) آمده است: بامدادان قبل از صبح برخاسته، بيرون رفت و به ويرانه‌اي رسيده در آنجا به دعا مشغول شد.

2. تاريخ انجيل

تاريخ انجيل و تدوين آن، نويسندگان و منابع نخستين آن از مباحث مورد اختلافي است كه از ديرباز توجه و اهتمام بسياري از دانشمندان و پژوهشگران مسيحي و مسلمان را به خود معطوف ساخته است. حضرت رضا(علیه السّلام) در مناظره خويش به اين موضوع نيز پرداختند و درباره انجيل نخست و اصلي، سرنوشت آن و نويسندگان اناجيل موجود سؤال كردند. دانشمند مسيحي پاسخ داد: انجيل اصلي تنها يك روز گم و سپس نزد يوحنّا و متي يافت شد. امام فرمودند: چقدر دانش و آگاهي تو درباره انجيل و علماي آن‌اندك است. اگر همان گونه كه تو مي‌گويي و اناجيل موجود همان انجيل نخست و اصلي است، پس چرا آموزه‌هاي آنها با يكديگر اختلاف دارند؟ تعاليم انجيل اول، كه با يكديگر اختلاف نداشتند. انجيل اصلي از بين رفته است و اناجيل چهارگانه موجود را چهار نفر به نام‌هاي لوقا، مرقس، يوحنّا و متي گردآوري و تدوين كرده‌اند. و اين چهار نفر از دانشمندان نخست و نسل اول مسيحيت نبودند، بلكه شاگردِ شاگردِ آنان بودند.
پژوهش‌هاي انجام شده درباره تاريخ كتاب مقدّس با ديدگاه امام رضا(علیه السّلام) همخواني زيادي دارند؛ چراكه دو سه دهه نخست تاريخ مسيحيت و وجود كتابي به نام انجيل و منسوب به حضرت عيسي(علیه السّلام)از نظر منابع تاريخي مستقل از متون مسيحي و اسلامي، در‌هاله‌اي از ابهام قرار دارد، به گونه‌اي كه برخي حتي در وجود خود حضرت عيسي(علیه السّلام) نيز ترديد كرده‌اند. البته فقدان گزارش‌هاي تاريخي نمي تواند دليلي بر فقدان وجود خارجي و تاريخي انجيل باشد و چه بسا جزئيات مربوط به ظهور آن حضرت و وحي نازل شده بر وي به علل نامعلومي در تاريخ ثبت نشده و يا از بين رفته باشد؛ زيرا در برخي اناجيل چهارگانه، از انجيل مسيح سخن به ميان آمده است.

پژوهش‌هاي انجام گرفته نشان مي‌دهند كه در 30 تا 40 سال نخست ميلادي، تعليم مسيحيت، تقريباً فقط به صورت شفاهي و گاه با نامه نگاري انجام مي‌گرفت. اما كاستي‌ها و كافي نبودن تعاليم رساله‌ها و روايت‌هاي شفاهي، زمينه انجيل نگاري را فراهم ساخت. بنابراين، تاريخ نگارش عهد جديد و آنچه امروزه به نام «كتاب مقدّس» مسيحيان خوانده مي‌شود، بيشتر به پس از نيمه نخست قرن اول ميلادي و در حدود 20 تا 30 سال پس از صعود حضرت عيسي(علیه السّلام) (30 ميلادي) بازمي گردد. كه به وسيله رسولان وي و شاگردان آنها صورت پذيرفت. اين نوشته‌ها در چهار دسته «نامه‌هاي رسولان»، «اعمال رسولان»، «اناجيل چهارگانه» و «مكاشفات»، طبقه بندي شده است. اناجيل چهارگانه با توجه به نام مؤلفان آنها، به انجيل مَتّا، انجيل مَرقُس، انجيل لُوقا و انجيل يوحنّا شهرت يافته‌اند. به رغم پژوهش‌هاي وسيع انجام گرفته درباره تاريخ نگارش، هويّت نويسندگان و درستي و پيوستگي سند آنها، وحدت نظر قاطعي در اين باره وجود ندارد. البته در كنار چالش‌ها و ترديدهاي جدّي و بر اساس برخي قراين و شواهد، حدس و گمان‌هاي نيرومندي نيز مطرح است.



شنبه 2 آبان1388  توسط ساقی کوثر  |

 

امام صادق(ع)



شهادت امام صادق(ع) را بر پیروان راستین آن امام حق تسلیت می گویم!

امام صادق(ع) گفت به همه‌ی شما بگویم كه: ...

قاصدك

امام صادق به من1 فرمود: به همه كسانی كه به نظر تو، مطیع ما هستند و از ما حرف می‏شنوند، سلام برسان. و بگو من همه شما را به تقوای الهی و ورع دینی فرا می‏خوانم، و اینكه برای خدا كوشش كنید، راستگو باشید، ادای امانت كنید و سجده‏های طولانی داشته باشید و برای همسایگان خوبی باشید كه محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، با این تعالیم و آموزشها آمده است. امانت و ودیعه اشخاصی را كه شما را امین شناخته‏اند و چیزی را به شما سپرده‏اند، چه نیكوكار باشند یا بدكار، به ایشان سالم پس دهید؛ زیرا رسول الله صوات الله علیه دستور دادند كه حتی نخ و سوزن هم تحویل شود. و به خویشاوندان و اقوام خود صله و احسان كنید و بر جنازه آنان و در تشییع‌شان شركت نمائید و بیمارانشان را عیادت كنید و حقوق ایشان را ادا نمائید؛ چون اگر یكی از شما (چنین رفتار كند و) در دین خویش ورع داشته باشد، راست بگوید، ادای امانت كند و با مردم خوش اخلاق و خوشرفتار باشد، گفته می‏شود: این جعفری است و من خوشحال میشوم و از این وضع دلشاد می‏گردم و گفته می‏شود: اینگونه است ادب و تربیت جعفر، اما اگر جز این باشید، گرفتاری و ننگ و عار شما بر من است و گفته می‏شود: اینگونه است تعلیم و تربیت جعفر؟

به خدا سوگند، حدیث كرد مرا پدرم كه مردی در میان قبیله‏ای از شیعیان علی (علیه‌السلام) شمرده می‏شود كه وارسته‏ترین، امانت‏دارترین، راستگوترین، و درزمینه قضاوت، عادلترین آنان باشد و وقتی از افراد قبیله راجع به او سؤال شود كه او چگونه مردی است، پاسخ دهند: چه كسی همانند اوست؟ راستی كه او امین‏ترین و صادق‏ترین ماست.


1- زید شحام

صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق علیه‌السلام


نقشه‌ی 25 گنج بزرگ دنیا

كلید

امام صادق كسی است كه خود به این گنجها دست یافته است. پس آدرسهایش همه درست است.

با دقت، پایت را جای پای امام بگذار و برو تا تو هم برسی.

بسم الله:

امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

1- طلبتُ الجنة، فوجدتها فی السخأ:بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.

2- و طلبتُ العافیة، فوجدتها فی العزلة:و تندرستی و رستگاری را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گیری (مثبت و سازنده) یافتم.

3- و طلبت ثقل المیزان، فوجدته فی شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگینی ترازوی اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهی به یگانگی خدا تعالی و رسالت حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) یافتم.

4- و طلبت السرعة فی الدخول الی الجنة، فوجدتها فی العمل لله تعالی: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.

5- و طلبتُ حب الموت، فوجدته فی تقدیم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) برای خشنودی خدای تعالی یافتم.

برگ عیشی به گور خویش فرست كس نیارد ز پس، تو پیش فرست

6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترك المعصیة: و شیرینی عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه یافتم.

7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها فی الجوع و العطش: و رقت (نرمی) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم.

8- و طلبت نور القلب، فوجدته فی التفكر و البكأ: و روشنی قلب را جستجو نمودم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.

9- و طلبت الجواز علی الصراط، فوجدته فی الصدقة: و (آسانی) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم.

10- و طلبت نور الوجه، فوجدته فی صلاة اللیل:و روشنی رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.

11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فی الكسب للعیال: و فضیلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم.

12- و طلبت حب الله عزوجل، فوجدته فی بغض اهل المعاصی:و دوستی خدای تعالی را جستجو كردم، پس آن را در دشمنی با گنهكاران یافتم.

13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها فی النصیحة لعبادالله: و سروری و بزرگی را جستجو نمودم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.

14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال: و آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمی ثروت یافتم.

15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فی الصبر:و كارهای پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكیبایی یافتم.

16- و طلبت الشرف، فوجدته فی العلم: و بلندی قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم.

17- و طلبت العبادة فوجدتها فی الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزكار یافتم .

18- و طلبت الراحة، فوجدتها فی الزهد:و آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم.

19- و طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع: برتری و بزرگواری را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنی یافتم.

20- و طلبت العز، فوجدته فی الصدق: و عزت (ارجمندی) را جستجو نمودم، پس آن را در راستی و درستی یافتم.

21- و طلبت الذلة، فوجدتها فی الصوم: و نرمی و فروتنی را جستجو نمودم، پس آن را در روزه یافتم.

22- و طلبت الغنی، فوجدته فی القناعة: و توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم.

قناعت توانگر كند مرد را خبر كن حریص جهانگرد را

23- و طلبت الانس، فوجدته فی قرائة القرآن: و آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.

24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فی حسن الخلق: و همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویی یافتم.

25- و طلبت رضی الله، فوجدته فی برّ الوالدین: و خوشنودی خدا تعالی را جستجو نمودم، پس آن را در نیكی به پدر و مادر یافتم.


مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810.


لطفا كسی به این سوالات امام صادق(ع) جواب دهد!

تقديم

اندرزهاى دهگانه

مردى از امام صادق علیه السلام نصیحتی خواست! آن حضرت به او فرمودند:

1- اگر خداى تعالى روزى را به عهده گرفته است غصه خوردنت براى چیست؟!

2- اگر روزى تقسیم شده است، حرص و آز براى چیست؟!

3- و اگر سنجش (در قیامت) حق است، پس ثروت اندوزى براى چیست؟!

4- و اگر عوض دادن خداى تعالى حق است، پس بخل ورزیدن براى چیست؟!

5- و اگر كیفر الهى آتش دوزخ است، پس گناه براى چیست؟!

6- و اگر مرگ حق است، پس شادمانى براى چیست؟!

7- و اگر (كارنامه) اعمال بر خدا عرضه مى‏شود، پس فریب براى چیست؟!

8- و اگر گذر كردن بر صراط حق است، پس خودپسندى براى چیست؟!

9- و اگر تمام چیزها به قضا و قدر است، پس اندوه براى چیست؟!

10- و اگر دنیا ناپایدار است، پس اعتماد و آرامش به آن براى چیست؟!


خصال صدوق، ج 2، ص 450. سخنان حكمت‏آمیز، ترجمه و تحقیق ولی فاطمی


بعد از یه وقفه نسبتا طولانی دوباره سلام!

راستش علت این وقفه طولانی، لطفیه که خدای مهربون به من داشته و شرایط رو جوری طراحی کرد که این بنده ی حقیرش بتونه وارد دوره کارشناسی ارشد بشه اونم بدون کنکور! این روزا و البته روزای آینده خیلی درگیر درسام هستم. به همین خاطر احتمالا از این به بعد پست های این وبلاگ با فاصلا زمانی بیشتری روی وب قرار می گیره.

راستی! هفته آینده عروسی داداشمه! ان شاء الله همه جوونا مخصوصا جوونای خانواده خودم خوش بخت بشن!

فعلا یا علی

دوشنبه 20 مهر1388  توسط ساقی کوثر  |

 

مناظره عالم شیعی با یکی از علمای وهابیت

مناظره عالم شیعی با یکی از علمای وهابیت

این مطلب بخشی از کتاب "اهل بیت کلید مشکل ها" نوشتۀ "دکتر سید محمد تیجانی تونسی" است ( احتمالا باید بشناسید، کسی که از علمای اهل سنت بود و پس از تحقیق و مطالعه بسیار شیعه شد). در این بخش از کتاب نویسنده خاطره ای رو نقل میکنه از دیدارشون با یکی از علمای وهابی در منزل یکی از دوستانشون. دعوتتون می کنم حتما این "مناظره" رو بخونید!

... پس از صرف غذا بحث شروع شد. موضوع بحث توسل و وساطت بین بنده و خدایش بود. من قائل بودم که توسل به خدای سبحان با وساطت انبیا و مرسلین و اولیای صالحینش کار درستی است و ممکن است زیادی گناهان و مشغولیت های دنیا، دعای انسان را بالا نبرد، پس با شفیع قرار دادن آنان که اولیا و دوستان خدایند، دعای مسلمان به استجابت می رسد.

گفت: این شرک است و خداوند هرگز نمی آمرزد کسی را که به او شرک ورزد.

گفتم: دلیلت چیست که این سخن شرک است؟

گفت: "و همانا مساجد از آن خداست، پس کسی را همراه خدا نخوانید" (جن،18)

این آیه در تحریم دعا به غیر خدا صراحت دارد و هر که کسی را غیر از خدا بخواند، پس برای او شریکی قرار داده است که نفع می رساند یا ضرر، درحالیکه نافع و ضار فقط و فقط خدای متعال است.

گفتم: من با تو موافق هستم که خدای متعال خود ضار و نافع است و کسی غیر از او نیست و هیچ یک از مسلمین در این مورد با تو مخالفتی ندارد. ولی اختلاف ما در مورد توسل است، پس کسی که – مثلا – به رسول خدا متوسل می شود می داند که محمد صلی الله علیه و آله نه نفعی می رساند و نه زیانی ولی دعایش نزد خداوند مستجاب است، پس اگر پیامبر به خدایش عرض کند: پروردگارا! این بنده ات را رحم کن یا بر او ببخشای یا او را بی نیاز ساز، خداوند نیز دعایش را مستجاب می کند. و روایات صحیح و معتبر در این زمینه بسیار زیاد است از جمله اینکه: یکی از اصحاب که نابینا بود نزد پیامبر(ص) آمد و از او خواست تا از خدایش بخواهد که دیدگانش را به او بازگرداند. رسول خدا به او فرمان داد وضو بگیرد و برای خدا دو رکعت نماز بخواند، سپس بگوید:« خدایا! به واسطۀ حبیبت محمد(ص) به تو توسل می جویم و درخواست می کنم دیدگانم را بگشایی.» (التاریخ الکبیر: ج6 ص209 ح2192) پس دیدگانش گشوده شد.

و همچنین ثعلبه، آن صحابی بیچارۀ فقیر که نزد پیامبر آمد و از او درخواست کرد که از خدایش بخواهد که بی نیازش گرداند زیرا دوست دارد صدقه دهد و انفاق کند و از نیکوکاران باشد. پیامبر نیز از خدایش خواست و خداوند نیز دعایش را مستجاب کرد و ثعلبه ثروتمند شد و آنقدر دارایی اش زیاد شد که وقت آمدن به مسجد را نیز نداشت و زکات هم نمی داد (الاصابه: ج1 ص198) و قصه نزد همه معروف و مشهور است.

و... در این روایات دلیل قاطعی است بر اینکه رسول خدا(ص) خود را واسطه بین خدا و بندگان قرار داد.

وهابی فوراً از جا پرید و گفت: من با قرآن کریم استدلال می کنم و او احادیث برای ما می خواند! احادیث ضعیفی که هیچ ارزشی ندارد.

گفتم: قرآن کریم می فرماید: "ای مؤمنان تقوای الهی داشته باشید و وسیله ای را برای تقرب به او جستجو کنید" (مائده،35)

گفت: وسیله همان عمل صالح است.

گفتم: آیات عمل صالح زیاد است و محکم؛ در آنها خداوند می فرماید: "الذین آمنوا و عملوا الصالحات" (بقره،25) و همچنین می فرماید: "وابتغوا الیه الوسیله" و در آیة دیگر می فرماید: "اولئک الذین یدعون یبتغون الی ربهم الوسیله آنان که دعا می کنند و برای رسیدن به خدا وسیله ای را طلب می کنند" (اسراء،57)

این دو آیه چنین می رسانند که بحث از وسیله ای برای رسیدن به خدای متعال همراه با تقوا و عمل صالح است. مگر نمی بینی که می فرماید: "یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله" (مائده،35) پس ایمان و تقوا را مقدم بر وسیله خواهی قرار داده است.

گفت: بیشتر علما وسیله را به عمل صالح تفسیر مرده اند.

گفتم: از تفسیر و سخن علما دست بردار. نظرت چیست اگر وساطت را از خود قرآن برایت استدلال کنم؟

گفت: محال است! مگر اینکه قرآنی باشد که ما از آن اطلاعی نداریم.

گفتم: می دانم مقصودت چیست. خدا تو را ببخشد، ولی من ثابت می کنم، از همین قرآنی که همه آن را می شناسیم. سپس خواندم: "گفتند (فرزندان یعقوب) ای پدرمان! از خدایت درخواست مغفرت برای گناهانمان را بکن چراکه ما در اشتباه بودیم. گفت: از پروردگارم برای شما طلب مغفرت می کنم چراکه اوست بسیار آمرزنده و مهربان"(یوسف،97و98) پس چرا حضرت یعقوب(ع) به فرزندانش نگفت خودتان از خدا طلب آمرزش کنید، بلکه به عکس، بر آن وساطت حه گذاشت و خودش را وسیله ای بین خدا و فرزندانش قرار داد.

وهابی سخت وحشت زده شد زیرا دید در آن آیات جای هیچ شک و شبهه ای نیست و نمی تواند تأویلشان کند. لذا گفت: ما را چکار به یعقوب، او پیامبر بنی اسرائیل بود و شریعتش با آمدن شریعت اسلام از بین رفت. گفتم: از شریعت پیامبر اسلام دلیل می آورم، گفت: ما گوش شنواییم!

گفتم: "و اگر آنان پس از آنکه به خودشان ظلم کردند (گناه کردند) سپس نزد تو آمدند و از کردار خود به خدا توبه کردند و از تو خواستند که بر آنها استغفار کنی و از خدا آمرزش گناهانشان را بخواهی، بی گمان خدا را پذیرندة توبه و مهربان می یافتند."(نساء،64)

چرا خداوند آنان را دستور می دهد که نزد پیامبر بیایند تا در حضورش استغفار کنند، سپس پیامبر برای آنان طلب استغفار کند؟ این دلیل قاطعی است بر اینکه رسول خدا(ص) واسطة آنها به سوی خداست و خداوند آنان را نمی آمرزد جز بوسیلة او.

حاضرین گفتند: بالاتر از این دلیلی نیست. وهابی که سخت وحشت زده شده بود و شکست خود را قطعی می دید گفت: این حرف درست است؛ در آن وقت او زنده بود ولی الآن چهارده قرن است که آن مرد مرده است!!

با شگفتی گفتم: چطور می گویی آن مرد مرده است؟ رسول خدا زنده است و هرگز نمی میرد. از سخنم خنده ای کرد و با تمسخر گفت: قرآن به او می گوید: "تو می میری و آنها هم می میرند"(زمر،30)

گفتم: و نیز قرآن می گوید: "نپندار آنانکه در راه خدا کشته شدند مردگانند، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند"(آل عمران، 169) و نیز می گوید: "و نگویید به کسانی که در راه خدا کشته می شوند، مردگان، که آنان زنده اند ولی شما نمی دانید"(بقره،154)

گفت: این آیات دربارۀ شهدایی است که در راه خدا کشته می شوند. این چه ربطی به محمد دارد؟ [!]

گفتم: سبحان الله! ولاحول ولا قوة الا بالله! تو پیامبر را که حبیب خداست به مرتبه ای که پایین تر از مرتبۀ شهداست فرض می کنی و مقامش را این چنین پایین می آوری؟ لابد می خواهی بگویی که احمد بن حنبل که شهید شده است، زنده است و نزد خدایش روزی می خورد ولی رسول خدا(ص) مانند سایر مردگان است؟!!

گفت: این همان چیزی است که قرآن می گوید. گفتم: خدا را شکر که هویت شما را برای ما نشان داد و از زبان خودتان با حقیقتتان آشنا شدیم. آری! شما تلاش فراوان کردید که آثار رسول خدا را نابود کنید، تا جاییکه می خواستید قبرش را نیز از بین ببرید، چنانکه خانه ای را که او در آن متولد شده بود، با خاک یکسان کردید.

...مهم اینست که این آقا به وساطت در زمان حیات پیامبر اعتراف کرد ولی پس از وفاتش را نفی کرد. حاضرین گفتند: پس تو موافقی که وساطت در زمان پیامبر مجاز بوده؟ گفت: آری! در زمان حیاتش جایز بوده ولی پس از وفاتش خیر!

گفتم: الحمد لله. این نخستین بار است که وهابیت اعتراف به وسیله می کنند و این پیروزی بزرگی است. اجازه بدهید اضافه کنم که وسیله حتی پس از وفات پیامبر نیز جایز بوده است. وهابی گفت: به خدا جایز نیست. شرک است! گفتم صبر کن. عجله مکن، قسم هم مخور زیرا پشیمان خواهی شد. گفت از قرآن دلیل بیاور.

گفتم تو درخواست محال می کنی، زیرا نزوی وحی پس از وفات پیامبر قطع شد، پس لازم استاز کتاب های حدیث استدلال کنیم. گفت: ما حدیث را قبول نداریم مگر اینکه صحیح باشد، اما آنچه که شیعه می گوید هیچ ارزشی ندارد.

گفتم: آیا صحیح بخاری را قبول داری؟ همان کتابی که پی از قرآن نزد شما از هر کتاب دیگری معتبرتر است؟ با تعجب گفت: بخاری وسیله را جایز می داند؟! گفتم: آری! ولی شما متأسفانه کتاب های صحیح خوتان را هم نمی خوانید و بااینحال مخالفت می کنید و به نظرات خود تعصب می ورزید. بخاری در حیحش نقل کرده که هرگاه قحطی می آمده عمر بن خطاب نزد عباس بن عبدالمطلب می آمد و از او می خواست استسقا کند و از خدا طلب باران نماید و او نیز می گفت: «خدایا! ما در زمان پیامبرت به وسیلۀ او توسل می جستیم و تو باران را بر ما می باریدی و امروز توسل می جوییم به عموی پیامبرت، پس بر ما باران بفرست. راوی می گوید: پس خدا باران را بر آنان می بارید.»(صحیح بخاری ج5 ص25)

... وهابی گفت: اگر این حدیث صحیح باشد دلیلی علیه توست نه به نفع تو. گفتم: چگونه؟ گفت: زیرا عمر توسل نجست به پیامبر چون مرده بود، بلکه توسل جست به عباس چون زنده بود!

گفتم: من هیچ ارزشی برای قول و عمل عمربن خطاب قائل نیستم و هرگز آن را دلیل خود قرار نمی دهم ولی این روایت را آوردم تا استدلال بر موضوع بحث کنم. البته من سؤال می کنم: چرا عمر بن خطاب در ایام قحطی توسل نجست به علی بن ابی طالب(ع) که منزلتش به محمد(ص) مانند منزلت هارون به موسی است و هیچ یک از مسلمانان نگفته که عباس بن عبدالمطلب افضل از علی است. فقط اکتفا می کنیم به اینکه شما اقرار می کنید که توسل به زنده ها درست است و این برای ما پیروزی بزرگی است و خدا را شکر می کنیم که دلیل ما را قاطع قرار داد و دلیل شما را باطل. حال که چنین است من در حضور شما می خواهم توسل بجویم.

در آن وقت نشسته بودم، فوراً برخاستم و رو به قبله کردم و گفتم: بار الها! ما تو را می خوانیم و به تو توسل می جوییم به وسیلۀ بندۀ صالح و نیکوکارت امام خمینی.

ناگهان وهابی از جا پرید و با تعجب و خشم فریاد زد: اعوذ بالله! اعوذ بالله! و به سرعت بیرون رفت!

حاضرین هر یک به یکدیگر نگاه کردند و گفتند: چه آدم بدبختی بود. چقدر با ما بحث می کرد و انتقاد می نمود و ما خیال می کردیم سوادی دارد ولی معلوم شد هیچ در چنته اش نیست.

یکی از آنان گفت: "انا لله و انا الیه راجعون". خداوندا! به سوی تو توبه می کنم و بازمی گردم. و به ما گفت: چه قدر سخنانش در من تأثیر می کرد و حتی تا امروز نیز نظرش را پسندیده بودم که توسل شرک به خداست و اگر در این جلسه حاضر نبودم بر این گمراهی باقی می ماندم، پس خدا را شکر.

" بگو - ای پیامبر – حق آمد و باطل از میان رفت و همانا باطل خود نابود است"( اسراء،81).

صدق الله العلی العظیم

پ.ن 1: حلول ماه شوال و عید سعید فطر رو هم البته با کمی تاخیر به همه شما دوستان تبریک میگم. امیدوارم تونسته باشیم از عظمت و کرامت و شرافت و فضل ماه مبارک رمضان بهره مند بشیم، هر چند اون طور که باید نشده باشیم!

پ.ن 2: التماس دعا


دوشنبه 30 شهریور1388  توسط ساقی کوثر  |

 

رستگاران


به خدای کعبه که رستگار شدم


براستی رستگاران چه کسانی هستند؟ برای پیدا کردن جواب این سوال بهترین راه حل مراجعه به کلام خداست. ببینیم در قرآن چه ویژگی هایی برای رستگاران ذکر شده.

در مجموع در قرآن چهل بار از این واژه با استفاده از مشتقات "فلح" مثل "مفلحون"، "یفلحون"، "تفلحون"، "فلاح" و...یاد شده است و همچنین 24 بار با استفاده از مشتقات "فوز"، مثل "فائزون"، "فوز".

در ادامه تعدادی از این آیات به همراه شرح کوتاهی از مضمون اونها رو بیان می کنم:

آیه 20 سوره توبه: ایمان و عمل توأم با یکدیگر سبب رستگاری می شود: ایمان، هجرت در راه خدا، جهد در راه خدا با مال و جان و...

این آیه بعد از آیه ای آمده است که خداوند در آن می فرمایند:

"آیا آب دادن به حاجیان و تعمیر مسجدالحرام را با عمل کسی که به خدا و روز قیامت ایمان داشته و در راه خدا جهاد می کند برابر قرار می دهید؟ هرگز در نزد خدا یکسان نیستند و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمی کند"

خداوند این اعمال را با ایمان به خدا و جهاد در راخه خدا مقایسه می کند و می فرماید این اعمال بدون ایمان و جهاد اصلا ارزشی ندارد. بلکه وزن و ارزش عمل به آنست که روح ایمان باشد و عمل بدون ایمان مانند جسم بدون روح است.

روایت شده که حضرت علی(ع) به این روایت استشهاد فرموده و خطال به عباس و شیبه که به آبرسانی به حاجیان و تعمیر مسجدالحرام افتخار می کردند، فرمود: من به شما می گویم که در حالت کودکی به من نعمتی ارزانی شده که به هیچ کس داده نشده است. امام(ع) فرمود: من شش ماه قبل از همه مردم رو به قبله نماز خواندم و من مجاهد در راه خدایم و آنقدر با شمشیر به مقابله با شما برخاستم تا به خدای تعالی و رسول او ایمان آوردید.

و گفته می شود در این هنگام عباس با حالت شکایت از حضرت علی(ع) نزد پیامبر(ص) رفت و در همین هنگام آیات 19 -23 سوره توبه نازل شد.

خداوند در آخر آیه 19 می فرمایند هرگز این دو نزد خدا یکسان نیستند و حال اینکه خدا مردم ستمکار را هدایت نمی کند ( ظلم = شرک و عدم ایمان ). همچنین می خواهد بیان کند که اینها عملشان سودی ندارد و آنان را به سوی سعادت و بلندی درجه و رستگاری و رضوان و جنت الهی راهبری نمی کند.

آیه 111 سوره مؤمنون: در سوره مؤمنون خداوند از مؤمنانی یاد می کند که "روی به درگاه الهی می آورند و می گویند بارالها! ما ایمان آوردیم پس تو از گناهان ما درگذر و به ما رحم کن که همانا تو بهترین مهربانان هستی". در آیه بعد خداوند خطاب به کفار می فرماید شما آنها را مسخره و استهزاء کردید و بواسطه تمسخر مؤمنان ذکر مرا فراموش کردید.

و اما در آیه بعد (آیه 111) خداوند می فرماید در روز جزا به آن مؤمنان به دلیل صبری که در مقابل تمسخر شما داشتند پاداش می دهم و آنها آن روز رستگار می شوند.

آیه 51 و 52 سوره نور: خداوند در این دو آیه می فرماید:

"همانا گفتار مؤمنان زمانیکه به سوی خدا و پیامبرش خوانده شوند تا میانشان داوری کند، فقط اینست که شنیدیم و اطاعت کردیم و ایشان خود رستگارانند"

"و هر کس از خدا و رسول او پیروی نموده و مطیع آنان گردد و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش پروا نماید (تقوای الهی)، پس چنین کسانی کامیاب و رستگارنند"

پس دایره ایمان، عمل به حکم خداست و اگر کسی حکم خدا را شنید و رد کرد یعنی مؤمن نیست چون رد حکم خدا خروج از حد ایمان است. و در آخر می فرماید ایشان رستگارانند چون به ولایت خدا و احکام او و اینکه آن احکام تنظیم کننده روابط میان آنهاست، اقرار و ایمان دارند، پس رستگاری منحصر در آنهاست.

آیه 13 سوره نساء: پیروی از احکام خدا و رسولش سبب رستگاری است.

آیه 119 سوره مائده: راستگویی

آیه 16 سوره انعام: کسی که در روز قیامت عذاب از او برگردانده شود و خداوند به او رحم کند

آیه 72،89،111 سوره توبه: ایمان، عمل، جهاد، معامله مؤمنان با خدا با جان ها و مال هایشان در مقابل بهشت

آیه 62،63،64 سوره یونس: رستگاری در دنیا و آخرت نسیب اولیاء خداست. کسانی که ایمان دارند و پرهیزکارند( تقوا دارند).

آیه 71 سوره احزاب: اطاعت از خدا و رسولش

آیه 40 و 60 سوره صافات: بندگان خالص خدا

آیه 9 سوره غافر: کسانی که توبه می کنند و خداوند آنها را از بدی ها حفظ می کند و این همان رستگاری عظیم است.

آیه 57 سوره دخان: "متقین". کسانی که حتی کارهای مکروه هم از آنها سر نمی زند.

آیه 30 سوره جاثیه: ورود به رحمت خدا به واسطه ایمان و عمل صالح

آیه 5 سوره فتح: مردان و زنان مؤمن که خداوند بدی های آنها را محو می کند و وارد بهشت می شوند.

آیه 11و12 سوره صف: بخشش گناهان در نتیجه ی ایمان و جهاد، سپس ورود به بهشت و رستگاری!

آیه 9 سوره تغابن: بخشش گناهان در نتیجه ی ایمان و عمل صالح، سپس ورود به بهشت و رستگاری!

آیه 11 سوره بروج: ایمان و عمل صالح

آیه 5 سوره بقره: ایمان همراه با یقین به پیامبر و آخرت، در نتیجه، هدایت از طرف پروردگار و رستگاری!

آیه 104 سوره آل عمران: کسانی که در جامعه امر به معروف و نهی از منکر انجام می دهند.

آیه 8 سوره اعراف: سنگینی میزان اعمال حسنه

آیه 157 سوره اعراف: "کسانی که از پیامبر و نبی درس ناخوانده ای که اوصاف او را در تورات و انجیل مکتوب یافته اند و آنها را امر به معروف و نهی از منکر می کند و طیبات را بر آنها حلال نموده و آلودگی ها را بر آنها حرام کرده و دشواری را از آنها برداشته و قیودی را که بر آنها بوده از بین برده، پیروی می کنند، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را گرامی داشته و نوری را که به وی نازل شده متابعت کرده اند، ایشان همان رستگارانند"

آیه 88 سوره توبه: "ولی پیامبر و کسانی که ایمان آوردند، همراه با او با مال و جانشان جهاد می کنند، ایشان هستند که نیکوئی ها برای آنهاست و آنان همان رستگارانند"

آیه 38 سوره روم: "پس حق نزدیکان و مساکین و در راه ماندگان را بده، این امر برای کسانی که رضای خدا را می طلبند بهتر است و ایشان رستگارانند"

آیه 4و5 سوره لقمان: "کسانی که نماز را به پا می دارند و زکات می دهند و آنان به آخرت یقین دارند"، "ایشان بر هدایتی از جانب پروردگارشان هستند و آنان همان رستگارانند"

آیه 22 سوره مجادله: "هرگز قومی را نمی یابی که ایمان به خدا و روز جزا داشته باشند و در عین حال با کسانی که با خدا و رسولش دشمن می کنند، دوستی کنند، هر چند که آنها پدران یا برادران و یا قوم و قبیله ایشان باشند، چون آنها کسانی هستند که خداوند ایمان را در دلهایشان نوشته و با روحی از جانب خود ایشان را تایید کرده و آنها را در بهشت هایی داخل می کند که نهرها در دامنه آن جاری است و در آن جاودانه خواهند بود، خدا از ایشان راضی است و آنها هم از خدا راضی هستند، آنها حزب خدایند، بدانید که فقط حزب خدا رستگارند"

آیه 9 سوره حشر: هر کس بتواند از بخل توأم با حرص و آز خود جلوگیری کند و خدا او را از شر بخل حفظ نماید، چنین کسی نه از بذل مال مضایقه دارد و نه از مالداری دیگران ناراحت می شود و چنین کسانی رستگارانند.

آیه 69 سوره یونس و آیه 116 سوره نحل و آیه 21 سوره انعام: کسانی که به خدا دروغ و افترا ببندند رستگار نمی شوند.

و...

سه شنبه 17 شهریور1388  توسط ساقی کوثر  |

 

میلاد کریم اهل بیت مبارک!

میلاد کریم اهل بیت

امام حسن مجتبی علیه السلام

مبارک

سیره عملی امام حسن مجتبی(ع)

امام مجتبی(ع) از راهی سواره می گذشت. مردی از اهل شام با آن حضرت موتجه شد و بدون مقدمه شروع به ناسزا گفتن نسبت به آن بزرگوار کرد، ولی امام(ع) هیچ عکس العملی نشان نداد تا اینکه آن مرد هر چه خواست گفت.

آنگاه امام(ع) پیش رفت و با تبسم به او فرمود: اگر اجازه دهی تو را راضی می کنم. چنانچه چیزی بخواهی به تو خواهم داد. اگر راه را گم کرده ای من نشانت می دهم. اگر احتیاج به باربر داری من وسایل و بار تو را به وسیله ای به منزل می رسانم. اگر گرسنه ای تو را سیر می کنم. اگراحتیاج به لباس داری تو را می پوشانم. اگر فقیری بی نیازت می کنم. اگر فراری هستی تو را پناه می دهم. هر حاجتی که داشته باشی برآورده می کنم. چنانچه اسباب و همسفران خود را به خانه ما بیاوری برایت بهتر است زیرا ما اسباب پذیرایی کافی در اختیارت می گذاریم.

مرد شامی از شنیدن این سخنان گریه اش گرفت و گفت:

گواهی می دهم که تو خلیفه خدا بر روی زمینی.

تو و پدرت ناپسندترین مردم نزد من بودید، اینک محبوب ترین خلق در نظرم شدید.

آنچه به همراه خویش از مسافرت آورده بود به خانه آن حضرت منتقل کرد و میهمان ایشان شد تا موقعی که از آنجا خارج گردید و اعتقاد به ولایت حضرت پیدا کرد. (مناقب ابن شهرآشوب ج 4 ص 19)

امام حسن مجتبی(ع) هرگاه وضو می گرفت بندهای بدنش می لرزید و رنگ چهره شان زرد می شد. سبب این حال را از آن حضرت پرسیدند. فرمود:

سزاوار است بر کسی که می خواهد نزد رب العرش به بندگی بایستد رنگش زرد گردد و بدنش بلرزد.

آن حضرت همینکه به مسجد می رفتند، وقتی که به در مسجد می رسیدند، سر را به سوی آسمان بلند می کردند و می گفتند:

ای خدای من! این مهمان توست که به درگاه تو ایستاده، ای خداوند نیکوکار! به نزد تو آمده بنده تبهکار، پس درگذر از کارهای زشت و ناستوده من به نیکی های خودت، ای کریم!

(مناقب ج4 ص14)

کلام امام(ع):

تعجب می کنم از کسانی که در غذای جسم خود فکر می کنند ولی در امور معنوی و غذای جان خویش تعقل نمی نمایند. شکم را از طعام مضر حفظ می کنند ولی باک ندارند که افکار پلیدی در روان آنها وارد شود!

ای فرزند آدم! تو از روزی که شکم مادر را ترک گفتی و قدم به زمین گذاشتی پیوسته سرگرم نابود ساختم عمر خویش هستی. از فرصت زندگی استفاده کن و از آنچه اکنون در دست داری برای منازلی که در پیش داری بهره بردار که افراد با ایمان از دنیا زاد و توشه برای فردای خود تهیه می کنند و افراد بی ایمان تنها از آن لذت و کامروایی می خواهند.

کسی که به طور مرتب در رفت و آمد به مسجد باشد به یکی از هشت نیکی می رسد:

اعتقادات محکم، برادری مفید، دانشی همه جانبه، رحمت الهی، گفتاری که او را به هدایت رساند یا او را از کار زشتی بازمی دارد، ترک گناه از روی شرم و حیا یا از ترس خداوند تبارک و تعالی.

جمعه 13 شهریور1388  توسط ساقی کوثر  |

 

 



بشارتی خوشحال کننده برای قوم سلمان ( ایرانیان ) است که با نگاهی به تاریخ گذشته و سابقه آنان در اسلام و گرایش به آل محمد (ص) و در آخر با به وجود آوردن انقلاب کبیر اسلامی نشان دادند که به حق شایسته چنین بشارتی می باشند. بشارت به اینکه آنان رسالت مهمی در ایجاد شرایط برای ظهور و ادامه آن دارند و در بین 313 تن اصحاب خاص آن حضرت جایگاهی تعیین شده خواهند داشت.
golenarges_monji@yahoo.com

 

قرآن
اهل بیت(ع)
مهدویت
اخبار
عمومی

 

8/8/88، روز رضا(ع)، مبارک باد!
امام صادق(ع)
مناظره عالم شیعی با یکی از علمای وهابیت
رستگاران
میلاد کریم اهل بیت مبارک!
ولایت فقیه
إن الله علی کلِ شیءٍ قدیر
اللهم عجل لولیک الفرج
میلاد امام حسین(ع) و روز پاسدار مبارک باد!
عید مبعث مبارک!

 

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آبان 1387
مهر 1387

 

 

بهار نارنج (صحرا جان)
آبی اسمونی (سمیرا جان)
مفرد مونث غایب ( حوراء خانم)
روی ماه خدا را ببوس
سرای اندیشه
میس طلبه
فقط خدا رو عشقه (مهتاب مسیحا)
عشق الهی (قلبی خواهان عشق)
عاشقانه
دست خط (پاک روان)
کدبانو (سحرخانم)
خدایا ممنونم...(صفورا)
یا زهرا(س) ( مجنون الحسین(ع) )
شمیم
روزی تو خواهی آمد
حریم الهی (پیچک)
...منتظر و چشم براه آمدنت
یا عباس(ع)
قالب های مذهبی
javadit
گروه بچه های جنوب
انقلاب حسینی
زندگی با عشق زیباست(مریم آهنگران)
بلاگفا
کجایند مردان بی ادعا
سیب سرخ انتظار
گل دختر
شیعه یعنی اسلام واقعی
رایحه ظهور ( منتظران ظهور )
پایگاه شهید مطهری دانشکده تربیت معلم ( یه ایرانی )
مهدی بیا
یا ابا صالح المهدی ادرکنی
نوشته های یک بسیجی
علیرضا احمدی نژاد
تقلب سبز
رایحه عشق ( ستاره سهیل )
نقطه رهایی
مافیاکش
زیر نور ماه
سکوت دل
مرصاد
خصوصی نیست...
حمید داوود آبادی
پاسداران وارثان بدر و حنین
ما می توانیم
علمدار صبح
مسعود ده نمکی
فدایی سید علی
اللهم عجل لولیک الفرج (آسنات)
عشق فقط یک کلام علی علیه السلام ( رضا)
آفتاب
شهدا زنده اند...
ملک مهدی سلام الله علیه
فداییان رهبر ( چاهورز )
فاطمه*محکم
ایران من (امین)
پیوند با امام عصر(عج) (موعود رحمت)
هستیم بر آن عهد که بستیم (سید احسان)
گروه هکرهای چفیه مشکی
گلستان (پسر شجاع)
::احمدی نژاد تا آخر هستیم::(مهرزاد)
احمدی نژاد و عشقه
گرداب
مدل لباس

 

باب العلم
رجانیوز
پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران
سایت رسمی رئیس جمهور محبوب دکتر احمدی نژاد
نشریه الکترونیکی چارقد
امام خامنه ای
ارسال استفتاء ( مقام عظمای ولایت )
خبرگزاری مهر
خبرگزاری قرآنی ایران ( ایکنا )
بچه های قلم

 

RSS 2.0

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

كد عكس تصادفی


کد شمارش معکوس سال نو

Bahar-20 بهاربيست

دريافت كد بازی آنلاين تصادفی


منبع کدهای وبلاگ

آمار وبلاگ

تعداد بازديدهای اين وبلاگ:

خدمات وبلاگ نویسان

 

Designed By javalord